چرا معلمان باید سفر کنند: آموزش و پرورش به عنوان یک فعالیت انسانشناسانه
لازمه سفر برای معلمان فراتر از استراحت شخصی یا غنیسازی فرهنگی است. در زمینه آموزش و پرورش مدرن که بر شکلدهی به قابلیتهای جهانی و تفکر انتقادی متمرکز است، تجربه حرکت در فرهنگها و مناطق جغرافیایی مختلف برای معلم به یک ضرورت حرفهای و منبعی از سرمایه روششناسی تبدیل میشود. این سرمایهگذاری نه تنها در شخصیت بلکه در کیفیت فرآیند آموزشی است.
1. شکستن اثنوسنتریسم و شکلدهی به دیدگاه جهانی.
معلم — عامل کلیدی اجتماعیسازی است که به دانشآموزان تصویری از جهان را انتقال میدهد. اگر این تصویر تنها بر اساس تجربه ثانویه (کتابها، فیلمها، اخبار) ساخته شود، ممکن است مختصر، ساده یا به طور ناخودآگاه اثنوسنتری (متمرکز بر فرهنگ خود) باقی بماند.
پرورش از طریق تجربه مستقیم: خواندن درباره فرهنگ جمعگرایی ژاپن با زندگی در یک خانواده ژاپنی برای چند روز تفاوت دارد، جایی که شما سیستمهای دقیق تعهد (گیری) و شرم (هادزی) را درک میکنید. معلم تاریخ یا علوم اجتماعی که شاهد پیامدهای سیاستهای استعماری در کشورهای آفریقا یا آسیا بوده است، میتواند درسهای استعماری را نه به عنوان یک موضوع انتزاعی، بلکه به عنوان یک فرآیند زنده و چندلایه با پیامدهای قابل مشاهده تا به امروز ارائه دهد.
توسعه رеляتیویسم فرهنگی: درک اینکه معیارهای عادی (زمانی، بهداشتی، غذایی، ارتباطی) جهانی نیستند، اساس برای پرورش تحملپذیری است. معلمی که خود تجربه فرهنگشوک را داشته و یاد گرفته است که در آن به خود مسلط شود، میتواند به دانشآموزان یاد دهد که «نه قضاوت کنند بلکه تلاش کنند درک کنند» — مهارتی کلیدی در جهان چند فرهنگی.
نکته جالب: مفهوم «آموزش مبتنی بر مکان» (Place-Based Education) وجود دارد. پیروان آن مانند دیوید سوبل، استدلال میکنند که آموزش موثر از محیط محلی شروع میشود اما به طور حتم به سطح جهانی میرسد. معلمی که به نروژ سفر کرده است، میتواند پروژهای درباره انرژی جایگزین بنویسد، مقایسه نیروگاههای آبی محلی با پارکهای بادی نروژی و بحث درباره انتخاب ارزشی جامعهای که شخصاً مشاهده کرده است (محیط زیست در مقابل اقتصاد).
2. غنیسازی مهارتهای آموزشی و انتقال دانش «زنده».
سفر مدرسهای است برای دقت، انعطافپذیری و داستانگویی، مهارتهای مستقیم معلم.
...
Читать далее