خرسهای قطبی و انسان: همزیستی شکننده در لبه دنیای در حال ذوب شدن
مقدمه: نماد قطب شمال به عنوان شاخص تغییرات جهانی
خرس قطبی (Ursus maritimus) تنها بزرگترین شکارچی زمینی سیاره نیست، بلکه گونهای کلیدی و شاخص وضعیت اکوسیستمهای قطب شمال و یکی از گونههای جذاب چتری است که حفاظت از آن تضمینکننده حفظ کل محیط پیرامونی قطبی است. رابطه انسان و خرس قطبی از شکار بیرویه و تقابل به پذیرش ضرورت حفاظت و مدیریت پیچیده تعارضات تکامل یافته است. امروزه این رابطه توسط دو عامل اصلی تعیین میشود: تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی که زیستگاه خرس را تخریب میکند و فشار فزاینده انسانی در قطب شمال.
زمینه تاریخی: از نابودی تا حفاظت
در طول قرنها، خرس قطبی برای مردم بومی شمال (چوکتها، اسکیموها، ننتسها) منبع مهمی بود — منبع گوشت، چربی و پوست. شکار بر اساس اصل استفاده پایدار انجام میشد که در کد فرهنگی و اسطورهشناسی آنها جای داشت. وضعیت به طور رادیکال با ورود شکارچیان و محققان اروپایی به قطب شمال در قرنهای ۱۸ تا ۲۰ تغییر کرد. خرسها به طور گسترده برای پوست و به عنوان غنیمت شکار شدند که منجر به کاهش فاجعهبار جمعیت شد.
نقطه عطف امضای توافقنامه حفظ خرسهای قطبی در سال ۱۹۷۳ (توافق مسکو) توسط پنج کشور قطبی (اتحاد جماهیر شوروی/روسیه، آمریکا، کانادا، نروژ، دانمارک/گرینلند) بود. این اولین سند بینالمللی با رویکرد اکوسیستمی بود. شکار از هواپیماها و یخشکنها ممنوع شد، سهمیههایی برای مردم بومی تعیین گردید و همکاری علمی آغاز شد. به لطف این توافق، جمعیت جهانی خرسها تثبیت و از حدود ۱۰-۱۲ هزار در دهه ۱۹۷۰ به ۲۲-۳۱ هزار رأس طبق برآوردهای مدرن افزایش یافت (IUCN, 2023).
تهدیدات معاصر: اقلیم و تعارضات
۱. از دست دادن یخ دریایی — از دست دادن خانه
خرس قطبی شکارچی تخصصی فک است که به یخ دریایی به عنوان سکوی شکار وابسته است. گرمایش جهانی باعث کاهش بیسابقه مساحت و ضخامت یخ میشود.
عواقب فیزیولوژیکی: کاهش دوره چاق شدن. خرسها مجبور به رفتن به ساحل میشوند که در آن نمیتوانند به طور مؤثر شکار کنند. این منجر به گرسنگی، کاهش موفقیت تولیدمثلی، افزایش مرگ و میر به ویژه در میان تولهها میشود.
تغییر رفتار: مواردی از کاننیبالیسم، تلاش برای شکار حیوانات زمینی (گوزن، پرندگان) و ورود فعال به روستاها برای یافتن غ ...
Читать далее