شایستگی و افتخار: تحلیل اتیکو-فلسفی
مقدمه: تفاوت مفاهیم
در گفتمان اتیکو-فلسفی معاصر، مفاهیم «شایستگی» و «افتخار» اغلب به عنوان همسان استفاده میشوند، اما زمینههای معنایی و توسعه تاریخی آنها به طور اساسی متفاوت است. اگر شایستگی (به لاتین: dignitas) به عنوان یک ویژگی ضروری و داخلی شخصیت انسانی در نظر گرفته شود، افتخار (به لاتین: honor) اغلب به عنوان یک ساختار اجتماعی، ارزیابی خارجی، که توسط جامعه اعطا میشود، در نظر گرفته میشود. این تفاوت در طول قرنها شکل گرفته و بازتابی از تحول در مفاهیم ارزش انسان است.
تحول تاریخی: از افتخار به شایستگی
در جوامع باستانی و سنتی (مثلاً در روم باستان، اروپای میانهعصر، ژاپن سامورایی یا در میان قومهای قفقازی) مفهوم افتخار غالب بود. آن به شدت با وضعیت اجتماعی، شهرت خانواده و رعایت کدهای رفتاری سخت پیوند خورده بود. نکته جالب: در روم باستان، شایستگی (dignitas) سیاستمداران به عنوان یک ویژگی خارجی در نظر گرفته میشد — آن شامل احترام، احترامات عمومی و اعتبار بود که میتوانست در نتیجه بیچهرگی (infamia) از دست رود.
نقطه عطف فلسفه عصر روشنگری، به ویژه ایدههای ایمmanuel Kant، بود. او اظهار داشت که شایستگی (Würde) یک ارزش بی条件和 تغییرناپذیر داخلی هر موجود عاقل است که نمیتواند ابزار برای دستیابی به اهداف دیگران باشد و همیشه یک هدف خود است. این امر آغازگر درک مدرن شایستگی انسانی به عنوان پایه حقوق انسانی شد.
مقیاس انسانشناسی: جهانیسازی در مقابل خاصیسازی
افتخار، برخلاف شایستگی، اغلب دارای ماهیت خاصی و گروهی است. نمونه برجسته آن «فرهنگ افتخار» است که توسط روانشناسان اجتماعی Richard Nisbett و David Cohen مطالعه شده است. در مناطقی که تاریخیاً با دامداری مرتبط هستند (مثل جنوب آمریکا یا مناطق کوهستانی)، جایی که اموال جابجای و آسان برای دزدی بود، یک کد خاص از افتخار توسعه یافت که نیاز به حفاظت فوری و اغلب تهاجمی از شهرت داشت. شایستگی به طور طبیعی جهانی است — آن از حرفه، اصالت یا جغرافیا وابسته نیست.
یک مثال تاریخی جالب: در اروپای میانهعصر، دادگاههای خاصی برای حفاظت از افتخار وجود داشت که در آن اهانت میتوانست با جریمه یا دعوای دوئل تنبیه شود. اما چیزی که محافظت میشد، ارزش داخلی انسان نبود، بلکه وضعیت اجتماعی و شهرت عمومی او بود. یک کارگر زراعی ...
Читать далее