ستارهای که بر فراز آسمان به عنوان ستاره میلاد شناخته میشود: ترکیب ایمان، نجومشناسی و فرهنگ
«ستاره میلاد» که در انجیل متی به عنوان نشانهای یاد شده که هدایت کسانی که از شرق آمده بودند به مکان تولد مسیح عیسی، یکی از نمادهای مرموز و شاعرانهترین از جشن است. از دیدگاه نجومشناسی، هیچ ستارهای با این نام به طور قطعی وجود ندارد. با این حال، در طول قرنها، فеномنهای آسمانی مختلفی برای این نقش پیشنهاد شدهاند و در سنتهای فرهنگی و ملی یک تصویر جمعی پایدار شکل گرفته است. جستجوی «ستاره وایفله واقعی» یک سفر میانرشتهای در تقاطع الهیات، تاریخ و علم است.
1. روایت انجیلی و الزامات آن
انجیلنویس متی پدیدهای را توصیف میکند که باید چند ویژگی کلیدی داشته باشد:
این باید توسط کسانی که از شرق آمده بودند (مجوس شرقی) به عنوان نشانه تولد «ملک یهود» پذیرفته شود. این به ارتباط آن با انتظارات آسترولوجی و مسیحی اشاره دارد.
این باید مدت زمانی داشته باشد: مجوس شرقی ستاره را در شرق دیدند، در مسیر خود رفتند و سپس ستاره «پیش روی آنها رفت و در نهایت به مکان جوانی که بود، ایستاد». این توصیف نشان میدهد که این ستاره باید حرکت کرده باشد، که برای ستارگان ثابت (در طول قرنهای بشری) غیرممکن است.
این باید به اندازهای روشن و غیرمعمول باشد, تا توجه را جلب کند و به عنوان یک رویداد استثنایی تفسیر شود.
این جزئیات باعث میشود که دانشمندان به جای یک شیء ثابت، به دنبال یک رویداد نجومشناختی پویا باشند که در حدود تغییر قرنها (تاریخ تولد معمول مسیح بین 7 و 4 سال پیش از میلاد) در آسمان قابل مشاهده باشد.
2. فرضیات علمی اصلی
محققان چندین نسخه واقعی از دیدگاه نجومشناسی و آسترولوجی پیشنهاد میکنند.
1. ترکیب نادر سیارات (کنجکونی):این فرضیه محبوبترین و قانعکنندهترین است. در کنجکونی دو یا چند سیاره در آسمان به هم نزدیک میشوند تا به عنوان یک نوری یکپارچه دیده شوند.
کنجکونی سهگانه مشتری و زحل در صورتالضبط ماهی (7 سال پیش از میلاد): دانشمند آلمانی یوهان کپلر محاسبه کرد که در 7 سال پیش از میلاد مشتری (سیاره سلطنتی، نماد حاکم) و زحل (سیاره حامی یهود به نظرهای آن زمان) سه بار در صورتالضبط ماهی (که نماداً با اسرائیل مرتبط است) به هم نزدیک میشوند. برای مجوس آسترولوجی بابلی و پارسی، چنین رویدادی میتوانس ...
Читать далее