سایکولوژی حسادت: از حفاظت از منابع تا سناریوی فرهنگی
مقدمه: حسادت به عنوان پدیدهای اجتماعی، نه روانی
با اینکه حسادت اغلب به عنوان احساس عمیقاً شخصی و غیرمنطقی در نظر گرفته میشود، تحلیل جامعهشناختی آن مبنای سیستماتیک آن را آشکار میکند. حسادت نه یک بیماری فردی، بلکه یک احساس اجتماعی است که توسط معیارهای فرهنگی، روابط اقتصادی و نظمهای جنسیتی شکلگرفته است. آن به عنوان یک مکانیزم کنترل اجتماعی عمل میکند، که دسترسی به منابع (عاطفی، جنسی، مادی) و حفظ فرمهای تعهدات موجود را تنظیم میکند. جامعهشناسی حسادت را نه به عنوان یک بیماری، بلکه به عنوان یک نشانگر توافقات اجتماعی در مورد حقوق مالکیت، وفاداری و مرزهای خصوصی بررسی میکند.
1. مبنای جامعهشناختی و تکاملی: حفاظت از شراکت به عنوان منبعی حیاتی
از دیدگاه جامعهشناسی زیستی و تکاملی، حسادت به عنوان یک مکانیزم تطبیقیای که به منظور حفاظت از سرمایههای تولیدی و اجتماعی حیاتی به وجود آمده است.
حفاظت از منابع استراتژیک: در زمینه نگهداری طولانیمدت از فرزندان (که برای انسانها ویژگیای است)، شریک زندگی منبع کلیدی است. حسادت، به ویژه حسادت مردانه، که بر عدم وفاداری جنسی تمرکز دارد، به عنوان یک تضمین تاریخی برای جلوگیری از سرمایهگذاری منابع در فرزندان دیگر عمل میکند. حسادت زنانه، به گفته تحقیقات (دیوید باس)، اغلب بر عدم وفاداری عاطفی تمرکز دارد، که تهدید میکند زمان، توجه و منابع مالی شریک زندگی از او و فرزندانش جدا شود.
حفاظت از سرمایه اجتماعی: شراکت نه تنها یک اتحاد بیولوژیکی، بلکه یک اتحاد اجتماعی است که شبکههای خانوادگی، وضعیت و فرصتهای اقتصادی را متحد میکند. تهدید به فروپاشی این اتحاد به معنای از دست دادن بخش قابل توجهی از سرمایه اجتماعی است که منجر به واکنش احساسی شدید میشود.
نکته جالب: تحقیقات بینالمللی انسانشناس دیوید آر.جی. لین نشان میدهد که در جوامعی با میزان بالای اطمینان از پدران (به عنوان مثال، در برخی جوامع ماتریلینئال) یا پرورش جمعی فرزندان، حسادت رسمیسازی شده و ضعیفتر است. این امر تاییدکننده تئوریای است که آن را اجتماعی تطبیقی و نه بیولوژیکی عمومیسازی میکند.
2. حسادت به عنوان محصول نهادهای اجتماعی: ازدواج، مالکیت و شرف
تاریخیاً حسادت توسط جامعه رسمیسازی و قانونیسازی شده است.
ازدواج و م ...
Читать далее