تاریخ آتالانتیده یکی از پیچیدهترین و پایدارترین افسانههای تمدن بشری است. طی بیش از دو هزار سال، این افسانه الهامبخش فلاسفه، جغرافیدانان، باستانشناسان و نویسندگان بوده است. جزیرهای که در یک شب ناپدید شد، نمادی از مرگ یک تمدن ایدهآل و جستجوی ابدی حقیقت بین افسانه و علم شد.
اولین ذکر: از افلاطون به نسلهای بعدی
مفهوم آتالانتیده برای اولین بار در آثار فیلسوف یونانی باستان افلاطون، نوشته شده در حدود سال 360 قبل از میلاد، ظاهر میشود. در گفتگوهای "تیمای" و "کریتای" او یک جزیره عظیم را توصیف میکند که در پشت ستونهای هرقل قرار دارد — به عبارت دیگر، خارج از دریای مدیترانه. به گفته افلاطون، آتالانتیده یک قدرت بزرگ بود که دارای فرهنگ پیشرفته، فناوریهای پیشرفته و یک نظام حکومتی عادلانه بود.
اما با گذشت زمان، ساکنان آتالانتیده معیارهای اخلاقی خود را از دست دادند، خائن و جنگجو شدند. به این دلیل که خدایان فاجعهای را بر آنها فرستادند — زلزله و سیل که جزیره و مردم آن را نابود کرد. از آن زمان به بعد، به گفته فیلسوف، او "در دریا غرق شد و ناپدید شد".
نمادگرایی و معنای فلسفی افسانه
برای افلاطون، آتالانتیده بیشتر یک موضوع جغرافیایی نبود، بلکه یک حکایت اخلاقی بود. او از آن به عنوان نمونهای از سقوط یک دولت ایدهآل که توسط غرور و اطمینان به خود آسیب دیده، استفاده میکرد. در این معنا، آتالانتیده نه تنها یک قاره ناپدید شده، بلکه یک استعاره فلسفی است که ضعف تمدن بشری را منعکس میکند.
با این حال، از دوران باستان، مردم به توصیف افلاطون به صورت حقیقی توجه کردند. تاریخنویسان یونانی و رومی سعی کردند جزیره افسانهای را تعیینمکان کنند، نسخههای مختلفی را پیشنهاد دادند — از اقیانوس اطلس تا ساحل آفریقا.
جستجوی دنیای غرق شده
در دوران اکتشافات بزرگ جغرافیایی، علاقه به آتالانتیده با قدرت بیشتری احیا شد. دریانوردانی که سرزمینهای ناشناخته را کشف میکردند، اغلب آنها را با تمدن ناپدید شده مرتبط میدانستند. به ویژه در قرنهای ۱۶ تا ۱۷، وقتی اروپا به دنبال منابع قدیمی هوش و دانش از دست رفته بود، افسانه "قاره نابود شده" به طور فعال استفاده میشد.
در قرن نوزدهم، افسانه "میراث پیشا تاریخی" دریافت "توضیح علمی". کنگره ایالات متحده، کنگرهای از نویسندگان، اثر "آتالانتیده: دنیای پیشا تاریخی" را ...
Читать далее